۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

پس لرزه های دیدار


در یک رابطه(از نوع تن دار!)،  وقتی که هنوز دو طرف خیلی به  تن هم آشنا نیستند و خرده ریزه‌های عادت و خواسته‌ی پارتنرشان را نمی‌دانند، هر دیدار، جذابیت و ترس‌ها و اشتیاق‌های خاص خودش را دارد. هر بار چیزهای جدید می‌فهمید و از آن‌ها مثل کشف‌های کوچک دوست‌داشتنی لذت می‌برید مخصوصا اگر اهل جزییات باشید .
ولی یک بخش بزرگتر و لذت‌بخش‌تر و خیلی بهتر، بعد از دیدار است. وقتی که شما آمدید اینور و او هم رفته آنور. شور و هیجان و خواستن هم خوابیده و شما آرامِ آرامید، طی اولین تلفن طولانی‌تر از ربع ساعت شروع می‌کنید به لو دادن،  اینجا را خیلی دوست داشتم، آنجا خیلی فوق‌العاده بود، این خیلی خوب بود، آن خیلی فلان و بیسار و الی آخر... بعضی‌هایش تکراری‌ست اما خیلی مزه دارد، اینکه می‌دانستی و آن کار را انجام دادی که حالا بیاید پشت تلفن بگوید و تو حالش را ببری، بعضی‌هایش هم جواب امتحانی‌ست که کرده‌ای وحالا نتیجه‌اش را می‌بینی و کلی ذوق می‌کنی که حدست درست از آب درآمده و از فلان چیز لذت می‌برد.
اما به نظر من و برای من، از همه بهتر و قشنگ ترو حال‌خوب‌کن تر این است که از ناخودآگاهت لذت ببرد از کارهایی که شخصیتت و هویتت هستند. اعمالی که، نه بدون فکر، اما از روی کمی عادت و خود بودنت انجام می‌دهی را دوست داشته باشد. این وقت‌هاست که حس می‌کنی تمام و کمال دوست داشته شده‌ای و از یک زاویه‌ی خوب دیده شده‌ای .


*آن صدای خنده‌ی در شگفت مانده که چه چیزهایی دیده‌ای و به چه‌ها دقت کرده‌ای که من حس کوری می‌کنم...

۲ نظر:

ناشناس گفت...

دیدم کسی‌ نظر نمیده کلا.. گفتم که بدونی یه نظر دادم..

من هم شاملو دوست دارم. وبلاگ منو هم کسی‌ نمیخونه ( امضا نمیکنم.. نوشته شخصی‌ شخصی‌ است)،

منهم این تلفن هارو زدم.. وجوب دادم..

فک کنم همه آدم‌ها مثل هم دارن میشن.. من از رو وبلاگ لاله تصادفا به وبلاگ تو رسیدم..

الان که بیطرف نگاه می‌کنم میبینم هیچی‌ توی دنیا اندازه منحصر به فرد بودن برام لذت بخش تر نیست، لاله خودشه، من خودم.. لطفا دیگه هیچ وقت مثل اون ننویس.. حتا اگه شده حرف نزنی‌.. اما مثل کس دیگه یی نشو..

golkoo گفت...

من سعی نکردم مثل لاله باشم یا بنویسم، من هم مثل همه شخصیت و هویت خودم را دوست دارم و از منحصر به فرد بودن خودم لذت می برم.
این امکان وجود دارد که زیادی تاثیر گرفته باشم،چون کلا تاثیر پذیری من زیاد هست ولی عمدی نیست. منصفانه یکی از محبوب ترین وبلاگ هایی است که می خوانم و من هم از نوشتن هیچ سر رشته ای ندارم و کاملا بی تجربه هستم، با بیشتر نوشتن یاد می گیرم که چطور بیشتر در نوشته هایم نمود پیدا کنم
متشکرم از نظر :-)