۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

ساق پای راست

چهار یا پنج ساله بودم،شاید هم شش، جمعه بود. برادر وسطی* نشسته بود و با سیاه قلم طرحی می زد، من هم روبه رویش روی شکم دراز کشیده بودم و نگاه می کردم، پلک هایم کم کم سنگین می شد. پدر می خواست صورتش را بتراشد**به برادربزرگتر گفت کتری آب جوش را از آشپزخانه برایش ببرد، من میانه ی راه او خوابم برده بود، یک قطره از آب کتری چکید روی پای من...
با چه وحشتی پریدم و چه گریه ای کردم ، اما در میان درد وگریه غصه ام شد، چرا سرزنشش می کنند؟ عمدا که من را نسوزانده..
هنوز هم جای آن قطره آب پشت ساق پای من هست ، هنوز هم ناراحتم که دعوایت کردند.



* به ترتیب: برادر بزرگتر، برادر وسطی، من!
**ریش تراشیدن های پدر هم داستانی است برای خودش ،یک وقت دیگر برایتان می گویم.

۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

انگار می ترسم بنویسم ، خب از اول هم نوشتن من خوب نبود، یعنی خیلی کم پیش آمده که چیزی بنویسم و خودم راضی باشم. برای همین یک ترسی در وجودم دارم برای نوشتن ...
الان که دارم می نویسم هی فکر های مختلف توی ذهنم وول می خورد که سبک نوشتنم دارد شبیه فلانی می شود ،لحنم اینجوری شد نکند که تقلید باشد ، یک وقت غلط املایی نداشته باشم ،کپی رایت را رعایت کنم ،هنوز به بلاگر آشنا نیستم از کجا باید لینک بدهم؟ و.........
بعد اینقدر ننوشته ام که ذهنم لبریز ِلبریز است، نمی توانم یک موضوع را انتخاب کنم و فقط به همان بپردازم هی از این شاخه به آن شاخه ،دسته بندی کردن هم از یادم رفته!
می دانم که اینها همه هست و من هم کم کم یاد می گیرم که بنویسم (یا یاد نمیگیرم)،ولی در هر صورت مینویسم!
می نویسم.

امسال ، انتخابات


این روزها کشور را تب انتخابات گرفته است مثل همیشه وقت انتخابات، اما من با گذشته ام کمی متفاوتم.
پیش از این در تب و تاب انتخابات وقتی هوادار یک طرف بودم اصلا فکر شکست هم به ذهنم خطور نمی کرد، اما این بار ...
حالا به این فکر می کنم که اگر رییس جمهور فعلی دوباره رای بیاورد اوضاع چگونه خواهد شد.
برخورد با افرادی که الان در حمایت از موسوی و کروبی و رضایی از دولت پیشین انتقاد می کنند (وچه انتقاد های تندی هم) چطور خواهد بود؟
مطمئنا موج وسیعی از یاس و نا امیدی مردم را فرا خوهد گرفت و اندیشه ی بی تاثیر بودن خواست و رای ما در آینده کشور و خودمان قوت میگیرد.
اختلافی که بین مراکز قدرت کشور در حین این انتخابات پیش آمده برایم خیلی نگران کننده است. تلاشی که برای شکست هم و کارشکنی در کار های یکدیگر خواهند کرد قطعا به سود ملت نخواهد بود.....

این تفکرات باعث نشده که امیدم را از دست بدهم، اما بر خلاف گذشته به جای تایید کردن هم فکرانم سعی می کنم تحریمی ها را به رای دادن تشویق کنم و برای بعضی هم توضیح بدهم که چرا موسوی.

این دفعه در این انتخابات خیلی احساس مسئولیت می کنم.