انگار می ترسم بنویسم ، خب از اول هم نوشتن من خوب نبود، یعنی خیلی کم پیش آمده که چیزی بنویسم و خودم راضی باشم. برای همین یک ترسی در وجودم دارم برای نوشتن ...
الان که دارم می نویسم هی فکر های مختلف توی ذهنم وول می خورد که سبک نوشتنم دارد شبیه فلانی می شود ،لحنم اینجوری شد نکند که تقلید باشد ، یک وقت غلط املایی نداشته باشم ،کپی رایت را رعایت کنم ،هنوز به بلاگر آشنا نیستم از کجا باید لینک بدهم؟ و.........
بعد اینقدر ننوشته ام که ذهنم لبریز ِلبریز است، نمی توانم یک موضوع را انتخاب کنم و فقط به همان بپردازم هی از این شاخه به آن شاخه ،دسته بندی کردن هم از یادم رفته!
می دانم که اینها همه هست و من هم کم کم یاد می گیرم که بنویسم (یا یاد نمیگیرم)،ولی در هر صورت مینویسم!
می نویسم.
۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر